X
تبلیغات
افشای ماهیت جهل و سفیانی - آیا پادشاه اردن همان سفیانی عصر ظهور است؟! (قسمت دوم)

افشای ماهیت جهل و سفیانی

سفیانی،آیات شیطانی،ابوسفیان زمان

آیا پادشاه اردن همان سفیانی عصر ظهور است؟! (قسمت دوم)

(قبل از اینکه زلزله ای مهیب رخ دهد ، بسیاری نمی توانند رخ دادن حوادث وحشتناک را  تصور کنند ، اما بعد از مدتی با چشمان خود آنچه را باور نداشتند ، خواهند دید!)

با سلام و درود بر همه عزیزان

ما در قسمت اول ثابت کردیم که عبدالله دوم از خاندان پادشاهی اردن برای آغاز جنایات خود در خاورمیانه ، سوریه ، عراق و عربستان ( همان منطقه ذکر شده برای جنایات سفیانی!) دارای دلایل و انگیزه ای قدرتمند است ، در قسمت قبل دیدیم که حسین شریف جد چهارم عبدالله دوم که از طوایف مطرح مکه بود و خود را منتسب به اهل بیت(ع) می کرد و ادعای خلافت بر کشورهای اسلامی را می نمود ، با وعده و وعید استعمار با نیروهای خود قیام کرد و کشورهای عرب خاورمیانه را به کمک نیروهای خارجی از سلطه حکومت ضعیف شده عثمانی بیرون آورد و تا مدتی نیز خود و پسرانش کشورهای عربستان و عراق و سوریه و اردن را در اختیار داشتند و بر آنها حکومت می کردند تا اینکه آل سعود به کمک انگلیس در عربستان قدرت گرفت و حسین شریف و خاندانش را از عربستان بیرون انداخت! و کشورهای سوریه و عراق نیز از دست خاندان حسین شریف خارج شد. و بدین ترتیب عقده ای بزرگ در دل این خاندان برای باز گرداندان میراث خانوادگی خود که حکومتهای عراق و سوریه و مخصوصا عربستان(بعنوان سرزمین آبا و اجدادی) شکل گرفت که نسل به نسل منتقل شد.

(عبدالله دوم با داشتن پشتوانه ای تاریخی قوی ترین انگیزه را برای آغاز جنگ  در خاورمیانه و بازپس گیری ارث خیالی خاندان خود  دارد)

همچنین نشان دادیم که بیش از یک دهه است که استکبار به این نتیجه رسیده است که برای تداوم سلطه خود بر خاورمیانه باید بار دیگر مانند ۱۰۰ سال قبل چهره جغرافیایی این منطقه به کلی دگرگون شود و کشورهای جدیدی ایجاد گردد و ...  عرض شد که مرحله اول این نیت شوم که به خاورمیانه جدید معروف بود بعد از حمله آمریکا شروع شد و در نهایت با مقاومت جانانه و تسلیم نشدن ایران شکست خورد ، مرحله دوم آن با حمله اسرائیل به حزب الله آغاز شد و باز با جنگ دلاورانه حزب الله و شکست اسرائیل ، مرحله دوم نیز شکست خورد و تنها مرحله سوم آن به رهبری اردن باقیمانده است که البته با حمایت آمریکا و اسرائیل اجرا خواهد شد و عبدالله دوم نقش خود را بعنوان سفیانی در اجرای این طرح شیطانی بروز خواهد داد.

( طرح خاورمیانه جدید بهترین فرصت برای عبدالله دوم برای رسیدن به آرزوهای بزرگ!)

در این قسمت ما ضمن بیان صفاتی که روایات شریف برای سفیانی ذکر فرموده اند ، نشان خواهیم داد که تمام این صفات و نشانه ها بر عبدالله دوم منطبق می باشند و پادشاه اردن همان سفیانی روایات عصر ظهور است. 

سفیانی کیست؟

 

سفیانی که یکی از علامات حتیمه ظهور است ، اصلی ترین دشمن امام زمان(عج) می باشد که به نمایندگی از جبهه باطل در نبرد  وارد می شود ، بنا بر روایات این فرد از شام خروج کرده و بعد از درگیریهایی در سوریه که با پیروزی و فتوحات سریع او پایان می یابد ، به سوی عراق روی می آورد و بعد از ارتکاب جنایاتی فجیع و دهشت آور در عراق دو سپاه مجهز یکی برای مقابله با ایرانیان زمینه ساز ظهور و دیگری به سمت سرزمین عربستان راهی می سازد.

سپاه او در جنگی سخت از سید خراسانی رهبر ایرانیان شکست خورده و عقب نشینی می کند و سپاهی که بسوی عربستان رهسپار شده است بعد از جنایات هولناک در مدینه برای دستگیری امام زمان(عج) رهسپار مکه می گردد ، که در میان مکه و مدینه در سرزمینی بنام " بیداء " به امر الهی در زمین فرو رفته و نابود خواهند شد.

پس از این شکست ها سفیانی از عراق عقب نشسته و ستاد فرماندهی اش را به رمله فلسطین منتقل می کند و بعد از پشیمانی که در مذاکره با امام زمان(عج) به او دست می دهد تصمیم میگیرد که از جنگ دست بکشد ولی با تحریک اطرافیان باز مبادرت به جنگ کرده و در نهایت کشته خواهد شد.

ما قبل از اینکه به بررسی صفات سفیانی و انطباق آن بر عبدالله دوم بپردازیم ، زندگینامه مختصری از وی را مرور می کنیم :

  زندگینامه عبدالله دوم( پادشاه اردن) :

عبد الله دوم در تاریخ ۳۰ ژانویه ۱۹۶۲ در شهر امان  به دنیا آمد ، پدر او ملک حسین پادشاه قبلی اردن و مادر او شاهزاده مونا الحسین ، آنتونیت آوریل گاردینر دختر یک افسر انگلیسی بود که در جریان فیلمبرداری فیلم لورنس عربستان که بخش هایی از آن در کشور اردن فیلمبرداری شد به طرز سوال برانگیزی با ملک حسین آشنا و ازدواج کرد.

(بسیاری اعتقاد دارند ، ازدواج ملک حسین با دختری انگلیسی و تولد پسری دورگه و به قدرت رساندن او برای حفظ بهتر منافع اسرائیل نقشه ای از پیش طراحی شده بوده است)

 

ملک عبدالله در کودکی، آموزش ابتدایی خود را در مدرسه اسلامی پایتخت اردن گذراند، و پس از آن تحصیلات خود را در مدرسه سنت ادموند ( هایندهد) در سوری انگلستان ادامه داد. پس از آن عبدالله آموزش متوسطه خود را در دبیرستان ایگلبروک و آکادمی دیرفیلد ایالات متحده آمریکا گذراند. وی پس از ترک دیرفیلد به دانشکده پمبروک آکسفورد ، که گفته می‌شود وی مبالغی را به آن اهدا کرده ، رفت.

وی در سال ۱۹۸۰، به عنوان دانشجوی دانشکده افسری سلطنتی سندهرست وارد این دانشکده شد. عبدالله در سال بعد در نتیجه یک ماموریت با درجه ستوان دوم وارد سواره‌نظام سلطنتی سیزدهم/هجدهم (ملکه مری) شد. ملک عبدالله از روابط نزدیکی با ارتش انگلیس برخوردار است و در سواره‌نظام سبک، که یک هنگ زرهی است دارای درجه سرهنگی و جانشین فرمانده سواره‌نظام سلطنتی است.

( عبدالله دوم از نوجوانی به مسائل نظامی علاقه داشت و مدارج بالایی را در زمینه تحصیلات گذرانده است(یکی از صفات مشهور برای سفیانی نظامی بودن اوست!))

عبدالله با رانیه الیاسین که اصلیت اردنی دارد ، ازدواج کرد. و صاحب چهار فرزند است.

عبدالله پس از مرگ پدرش ملک حسین در تاریخ ۷ فوریه ۱۹۹۹ به پادشاهی رسید. حسین در تاریخ ۲۴ ژانویه وی را ولیعهد خواند و وی را جایگزین برادرش شاهزاده حسن کرد که سال‌های زیادی این منصب را در اختیار داشت. این تصمیم وی چندان مطلوب عموم واقع نشد چرا که مادر عبدالله، شاهزاده مونا الحسین آنتونیت آوریل گاردینر در اصل، زادهٔ انگلیس بود. امری که بحث بسیاری را به راه انداخت.

نحوه تولد عبدالله و اینکه فردی دو رگه عربی - انگلیسی است ، از مباحث مهمی است که در مورد او در اردن مطرح است.

این فرضیه به طور جدی در مورد او مطرح است که زندگانی او قبل از تولد ، تولد ، تحصیلات و به قدرت رسیدنش تماما زیر نظر انگلستان بوده است تا فردی که بتواند به بهترین نحوی حافظ منافع انگلیس ، اسرائیل و آمریکا در منطقه باشد ، سر کار بیاید.

 

برای بررسی انطباق صفات سفیانی بر ملک عبدالله دوم در ابتدا صفات سفیانی را ذکر می کنیم و در ادامه انطباق هر کدام از صفات ذکر شده را بر پادشاه اردن بررسی می کنیم.

 صفات سفیانی :

روایات شریف این مشخصات را برای سفیانی ذکر فرموده اند :

۱- نسب او از ابوسفیان و خاندان بنی امیه است

۲- نام او " عثمان بن عنبسه " و  یا " عبدالله " است

۳- دارای چهره ای گلگون ، سرخ و سفید ، بور و چشمانی زاغ و موهایی زرد رنگ  است

۴- محل خروج او از "شام" یا "وادی یابس" خواهد بود

۵- نسبت به خاندان عصمت و طهارت(ع) و شیعیان کینه ای عمیق دارد

۶-  رنگ پرچم او قرمز است

۷- با یهود رابطه داشته و یهود و غربیان از او حمایت می کنند

۸- لشگر مجهز و قدرتمند دارد و بر امور نظامی تسلط دارد

۹- ریاکار و منافق است و سعی می کند مردم را فریب دهد

۱۰ – سفیانی فردی شرور ، ستمگر ،  زشت خوی و سنگ دل است

 ۱- نسب سفیانی : همانگونه که معنی کلمه سفیانی اشاره دارد روایات شریف بیان می دارند که او از نسل ابوسفیان و خاندان بنی امیه است. این حقیقت در احادیث متعددی مورد اشاره قرار گرفته و مورد قبول همه محققین و دانشمندان است امیرالمومنین : « او از فرزندان ابوسفیان است ، به سرزمین آرامش و آسایش وارد می شود و بر منبر آن تکیه می زند » بحار ج 52 ص 205

 امام صادق(ع) ضمن بیان حدیثی اصل و نسب سفیانی را به خوبی بیان می فرمایند :

« ما و اولاد ابوسفیان دو خاندان هستیم که به خاطر خدا با یکدیگر دشمنی داریم. ما گفتیم که خداوند راست می گوید و آنها گفتند که خداوند دروغ گفت. ابوسفیان به جنگ پیامبر برخواست و معاویه فرزند ابوسفیان به جنگ علی بن ابیطالب(ع) رفت و یزید پسر معاویه به نبرد با حسین بن علی(ع) پرداخت و سفیانی به مصاف قائم(عج) برمی خیزد » بحار ج 52 ص 190

 

 اما سفیانی که از نسل ابوسفیان و خاندان بنی امیه است چگونه بر عبدالله هاشمی قابل تطبیق است؟

 جهان خاندان پادشاهی اردن را با نام هاشمی می شناسند ، و عبارت اردن هاشمی برای همه جا افتاده است ، اما  ثابت شده است که این خاندان این نسب را برای خود جعل کرده و برای رسیدن به اهداف خبیثانه ، ماهیت واقعی خود را پنهان داشته اند.

و هدف از این هم جعل چیزی نبوده است جز استفاده از محبوبیت بنی هاشم و در امان بودن از نفرتی که مسلمانان از قدیم الایام از بنی امیه در دل دارند.

بهترین کتابی که در این زمینه نگاشته شده و جعلی بودن نسب خاندان پادشاهی اردن را آشکار می سازد ،  کتاب « ملک عبدالله ، بریتانیا و ساخت اردن » نوشته خانم پروفسور مری کریستینا ویلسون استاد استاد و مدیر موسسه تاریخ دانشگاه ماساچوست آمریکاست که  به استناد مدارک منتشر شده وزارت کشور و مستعمرات بریتانیا به نگارش درآمده است و جعلی بودن نسب هاشمی را برای پادشاهی اردن به خوبی نشان می دهد.(البته منظور از ملک عبدالله در عنوان کتاب ، عبدالله اول ، پسر حسین شریف است که اولین حاکم اردن پس از استقلال از عثمانی بود) 

 

 

لینک دانلود کتاب

کتاب« ملک عبدالله ، بریتانیا و ساخت اردن » نوشته خانم پروفسور مری کریستینا ویلسون استاد استاد و مدیر موسسه تاریخ دانشگاه ماساچوست آمریکا که ثابت می کند شجره نامه خاندان پادشاهی اردن جعلی می باشد. 

 

مری ویلسون ثابت می‌کند که این ادعا(هاشمی بودن خاندان پادشاهی اردن) نادرست است. ادعای وی بر مبنای اطلاعات موثق فاش شده‌ای است که از وزارت کشور و امور اتحادیه کشورهای همسود به دست آمده‌است. جزئیات و شواهد وی در کتاب «ملک عبدالله، بریتانیا و ساخت اردن» گردآوری شده‌است.

در ابتدای این کتاب خانم ویلسون بیان می کند که تبار شناسی از  قدیم الایام در مکه بسیار مهم بوده است و به دلیل اینکه خاندانهای بزرگ مکه دست نخورده باقی مانده اند ، جعلی بودن یک شجره نامه به راحتی مشخص می گردد.

( مورد تردید بودن شجره خاندان هاشمی در ویکیپدیا )

 

اگر نسب پادشاهی اردن هاشمی نیست ، پس چیست؟

همانگونه که در بررسی خاندان هاشمی مشخص شد ، جد چهارم عبدالله شریف حسین از بزرگان و اشراف مکه بوده است که به طمع تسلط بر کشورهای اسلامی و با وعده های انگلیس عربستان را ترک کرد و توانست با نیروهای خود و کمک انگلیس کشورهای عربی را از امپراطوری عثمانی جدا کند و البته مدت زمانی نیز فرزندان او بر برخی کشورهای اسلامی مانند اردن و عراق حکومت کردند ، اما اصالتاً این خاندان جزو طوایف قدیمی و مهم مکه بوده اند.

مهم ترین طوایف مکه از قبیله قریش بودند ، شريف‏ترين و محترم‏ترين قبيله عرب «قريش‏» بود. چون آنها ساكن مكه بودند، و توليت و حمايت  خانه كعبه را به عهده داشتند. و قریش نیز دارای طوایف مختلفی بود ولی دو طایفه بنی امیه و بنی هاشم از اهمیت بیشتری برخوردار بودند ، در حالی که بنی هاشم به نجابت و خوبی مشهور بودند ، بالعکس بنی امیه به شرارت و بدنامی زبانزد بودند.

درحالی که انتاسب  پادشاهی اردن به بنی هاشم رد شود ، احتمال انتساب آن به بنی امیه بسیار زیاد است در حالی که شواهد دیگری نیز این فرضیه را تقویت می کند :

الف - در حالی که در بنی هاشم رنگ سبز نماد است بنی امیه از قدیم رنگ پرچم و نماد خاندان خود را سرخ انتخاب نموده اند و چنانکه خواهید دید ، پرچم سرخ خاندان هاشمی و شریف حسین نیز دلیلی بر این ریشه اموی بودن نسب آنهاست.

شریف حسین بعد از فتح کشورهای عربی رنگ قرمز را که رنگ خانوادگی خود بود وارد پرچم این کشورها نمود.

http://sabz11.multiply.com/journal/item/12

ب‌- دلیل دوم دشمنی دیرینه ای که از قدیم الایام میان بنی هاشم و بنی امیه وجود داشته است و اصولا ً بنی امیه بدون دلیل کینه و نفرتی شدید از بنی هاشم و سادات و اهل بیت رسول الله(ص) دارند که به خوبی در تاریخ و عملکرد خاندان پادشاهی اردن نسبت به اهل بیت(ع) و شیعیان دیده می شود و این کینه و نفرتی که در خاندان پادشاهی اردن و شخص عبدالله نسبت به شیعیان و سادات دیده می شود احتمال اینکه او و خاندانش از بنی هاشم باشد را تضعیف و احتمال اینکه خاندان هاشمی اردن از بنی امیه باشد را تقویت می کند ، در حالی که دلایل دیگری نیز آن را تایید می کند.

(شجره نامه جعلی خاندان پادشاهی اردن ، جالب است  که در بالای شجره نامه برای سوء استفاده آیه "قل لا اسئلکم اجرا الا الموده فی القربی" ذکر گردیده است در حالی که خاندان پادشاهی اردن در عصر کنونی و در طول تاریخ بدترین ظلم ها را نسبت با سادات و شیعیان روا داشته اند!) 

 

پ - دلیل دیگری که بر جعلی بودن نسب هاشمی برای خاندان پادشاهی اردن وجود دارد این است که به گواهی تاریخ هیچ یک از طوایف و خاندانهای منتسب به رسول اکرم(ص) و سادات از مذهب حقه شیعی روی برنگردانده اند ، در حالی که این سئوال مهم مطرح است که اگر واقعاً خاندان پادشاهی اردن هاشمی است چرا شیعه نیستند؟! یعنی چرا  مذهب خود را از تشیع به اهل سنت تغییر داده اند ؟! و به کینه ورزی و سخت گیری نسبت به شیعیان معروف اند؟!

ج – دلیل دیگر اینکه خاندان پادشاهی اردن در شجره نامه ادعایی خود خود را به عبدالله  حسن مثنی پسر امام حسن(ع) می رسانند در حالی که این فرد برای یکی از فرزندان خود ادعای مهدویت نمود  و شجره نامه انتسابی به فردی که اعمالش مورد تائید ائمه اطهار(ع) نمی باشد ، قابل اعتماد نیست. 

جالب اینجاست که خود خاندان پادشاهی اردن هم برملا شدن این رازشان بیم دارند و به شدت تلاش دارند تا آن را تثبیت کرده و امری بدیهی جلوه دهند ، تا جائیکه دروغ هاشمی بودن نسب خاندان پادشاهی اردن به متون درسی دانش آموزان اردنی تبدیل شده و در سر کلاسها تدریس می شود! چیزی که در مورد هیچ یک از خاندانهای اصیل سادات نیز به چشم نمی خورد. 

 

۲- نام سفیانی و تطابق آن بر پادشاه اردن

روایات برای سفیانی دو نام را ذکر فرموده اند : " عثمان بن عنبسه " و " عبدالله" هرچند بفرموده محققین روایاتی که نام " عثمان بن عنبسه " را ذکر نموده اند از سند ضعیفی برخوردار هستند اما دقت در همین نام نیز وجه تسمیه آن را با پادشاه اردن می رساند ، زیرا سالها بلکه قرنهاست که چه در عرب و چه در عجم از عبارت " فلان بن فلان " مثلا " احمد بن زید " در نامگذاری افراد استفاده نمی شود و این نامگذاری منسوخ شده است و بیشتر اسم و فامیل استفاده می گردد مانند " منتظر الزیدی "

شيخ صدوق از ابو منصور البحبي نقل كرده است كه مي‌گويد: از امام صادق(ع) دربارة اسم سفياني سؤال كردم. فرمود: «تو را با اسمِ او چه كار؟ هر گاه مناطق پنج‌گانه شام: دمشق، حمص، فلسطين، اردن و حلب را تصرف كرد، منتظر فرج باشيد.» کمال الدین - سفیانی و علامات الظهور ص ۱۲۹

این روایت نیز نشان می دهد با وجود اینکه ائمه اطهار(ع) قبل از امام صادق(ع) بارها نام عثمان بن عنبسه را ذکر فرموده بودند ، باز شیعیان دنبال نام(اصلی) سفیانی هستند و این اسم(عثمان بن عنبسه) نام اصلی سفیانی نیست بلکه اسمی مستعار است.

پس قطعاً باید مراد معصوم(ع) در صورت صحت روایاتی که نام " عثمان بن عنبسه " را ذکر فرموده اند نه این اسم که وجه تشابه آن باشد ، با کمی دقت و با مروری بر زندگانی  " عثمان" خلیفه سوم درمی یابیم که این اسم با پادشاه اردن چقدر تشابه دارد ، عثمان فردی است از بنی امیه که به دعوت ابوبکر ایمان می آورد!( البته از افراد ساده بنی امیه نیست و از اشراف و بزرگان این قوم است ) با دو دختر پیامبر ازدواج کرد برای اینکه انتساب خود را به پیامبر نشان دهد ، دقیقا مانند پادشاه اردن که ما ثابت خواهیم کرد از خاندان بنی امیه است و اجداد پادشاه اردن برای اینکه انتساب خود را حضرت رسول اکرم(ص) دهند ، نسب هاشمی را برای خود جعل کرده اند.

و شباهت دیگر این دو فرد ، در تغییر رویه آنهاست چنانکه در تاریخ داریم که عثمان در 6 سال اول عملکرد بهتری داشت ولی بعد از آن تغییر رویه داد ، دقیقاً مانند سفیانی که روایات ذکر می فرمایند که منافقانه عمل می کند. در اوائل کار تظاهر به عبادات و نیکیها  دارد ولی به تدریج تغییر رویه داده و در نهایت بعد از خروج به کشتاری بیرحمانه دست خواهد زد ، ما در ادامه نشان خواهیم داد که میزان نفاق و دورویی پادشاه اردن تا چه اندازه است و این نیز یکی از وجوه تسمیه نام عثمان برای سفیانی می باشد. البته نام " عنبسه" را نیز می توان تاکید مضاعف بر اموی بودن نسب سفیانی دانست زیرا  " عنبسه پسر ابوسفیان بوده است و این یعنی تاکید مجدد که سفیانی از اولاد ابوسفیان است همانگونه که مفهوم سفیانی بیانگر این حقیقت است.

( شاید این همه تاکید بر نسب سفیانی از این حقیقت ناشی شده باشد که ائمه اطهار(ع) پیش بینی نموده اند که این انسان پلید و اجدادش برای پنهان کاری ، نسب اصلی خود را تغییر خواهند داد! )

از نام " عثمان بن عنبسه " که بگذریم ، روایاتی نیز داریم  که نام " عبدالله " را برای سفیانی ذکر فرموده اند ، که دقیقاً با پادشاه اردن مطابقت دارد ، البته این روایات بیشتر در منابع اهل سنت است و دو روایت در منابع شیعه داریم که این مطلب را بیان می نماید.

عصر ظهور - ص ۱۱۷

 

می بینیم که هر دو دسته از روایات ، هم روایاتی که  نام " عثمان بن عنبسه " و هم " عبدالله " را برای سفیانی ذکر فرموده اند ، کاملاً بر عبدالله دوم پادشاه اردن قابل تطبیق است.

۳- انطباق چهره سفیانی بر پادشاه اردن :

روایات متعددی چهره سفیانی را به خوبی ترسیم نموده اند ، هرچند برخی از این روایات از استحکام سندی برخوردار نیستند با این حال ما به بررسی آنها می پردازیم :

امام صادق(ع) در این زمینه می فرماید :

« اگر سفیانی را ببینی ، او را پلیدترین مردمان می یابی که چهره ای گلگون  ، چشمانی کبود و موهایی زرد دارد ....» بحار ج 52 – ص 206  ، الزام الناصب ص 180

امام صادق :

 « او سیمایش سرخ و بور ، چشمهایش زاغ و موهایش زرد است ، کاسه سرش سترگ ، کتفهایش چهارشانه و پهن و صورتش درشت و خشن است و در صورتش آثار آبله دارد ،..... » الزام الناصب ص 179 ، بشاره الاسلام ص 106 و ...

امام صادق (ع) :

« اگر سفیانی را ببینی او بور و سرخ آبی است ، می گوید پروردگارا اول انتقام بعد آتش .... »  کمال الدین و تمام النمه شیخ صدوق . ص 610

این عکسها به خوبی نشان می دهد که چهره  گلگون  سرخ آبی و بور عبدالله دوم پادشاه اردن چقدر با مشخصاتی که امام صادق(ع) برای سفیانی ذکر فرموده است مطابقت دارد.

 

عبدالله دوم با وجود اینکه پدرش ملک حسین است اما از مادری انگلیسی متولد شده است و شباهت کمی به اعراب دارد و از لحاظ ظاهری بیشتر شبیه افراد اروپائی بوده و رنگ سرخ آبی و بور که از صفات اروپائیان است در او به خوبی نمایان است.  

اما در مورد موهای زرد سفیانی :

داشتن موهای زرد یکی از مشخصات ساکنان قاره اروپاست که در آنجا کمتر فردی یافت می شود که موهای سیاه داشته باشد ، عبدالله دوم که از لحاظ رنگ سر صورت و چشم ها کاملا به خاطر مادر خود به اروپائیان شبیه است در نگاه اول موهایی سیاه دارد!

(زرد بودن موی عبدالله در دوران کودکی حتی در عکس سیاه و سفید نیز(بعلت کم رنگ بودن موها) آشکار است.)

بررسی عکسهای کودکی که از عبدالله دوم بر جای مانده است نشان می دهد که رنگ موها در کودکی زرد بوده است در حالی که اینک به بیشتر متمایل به سیاه است ، از طرف دیگر از چهار فرزند عبدالله دوم، سه نفرشان موی زرد دارد از سوی دیگر بررسی عکسهای عبدالله دوم نشان می دهد که مقدار تیرگی موهای او در عکسهای مختلف متفاوت است که به خوبی مشخص است که از تغییر مکان و نور نیست ، آیا عبدالله علاقه دارد که به موهای خود رنگ بگذارد؟!

آیا احتمال دارد که زرد رنگ بودن موی عبدالله در کودکی منظور روایت را برساند؟ آیا منظور روایت از بیان موی زرد  این است که متفاوت بودن عبدالله از اعراب را برساند؟ یعنی در حالی که اعراب اکثراً پوستی تیره و چشمان و موهایی سیاه دارد ، این احتمال هست که بیان موهای زرد تنها برای نشان دادن این مطلب باشد که او از نژاد عرب نیست؟! (یعنی دورگه است؟)

البته لازم به ذکر است که محققین دیگر این مسئله( زرد رنگ بودن موهای سفیانی) را جزو روایات ضعیف السند می دانند ، باز با این حال ما این احتمال را نیز بررسی نمودیم. 

کاسه سر سترگ و کتفهای چهار شانه  که در روایات برای سفیانی شریف ذکر گردیده است ، دقیقا بر عبدالله دوم صادق است.اما در مورد آبله رو بودن : محققین این روایات را محکم السند نمی دانند باز ما به بررسی این مشخصه سفیانی می پردازیم :

با پیشرفت علوم پزشکی چندین دهه است که بیماری آبله در جهان ریشه کن شده است ، و سالهاست که حتی یک نفر که به این بیماری مبتلا باشد ، یافت نشده است.

بنا به گفته منابع معتبر پزشکی دهها سال است که بیماری آبله ریشه کن شده و حتی یک مورد فرد مبتلا به آبله نیز یافت نشده است

آیا می توان در نظر گرفت که امام صادق(ع) از بیان چهره آبله گون برای سفیانی ، چهره ای را مد نظر داشته اند که در نگاه اول شبیه چهره های مبتلایان به آبله باشد؟ حتی اگر این احتمال را هم بدهیم این صفت چگونه می تواند در مورد عبدالله دوم صادق باشد ؟

مشخصاتی که معصومین برای شخصیتهای ظهور بیان فرموده اند دو نوعند یکی ثابت و دیگری متغیر ، ثابت از این جهت که مثلاً نسب سفیانی از ابتدا از بنی امیه است و بی تردید عوض نخواهد شد ، اما برخی صفات جسمانی هستند که قابل تغییرند مانند صفات صورت و بینایی یا نقص اعضای مختلف بدن  که می تواند برای یک شخصیت در زمانهای مختلف ایجاد شود.

برخی صفات متغیر سفیانی مانند آبله رو لزوماً برای همه عمر سفیانی صدق نمی کند ، و ممکن است برای لحظات پیانی کار او یعنی نزدیک به خروج ذکر گردیده باشد که در این صورت نیز صحیح است.

همچنانکه دست راست مقام معظم رهبری(مدظله) بعنوان یکی از صفات آشکار و مهم سید خراسانی از ابتدا در معظم له وجود نداشت و در سن 42 سالگی در حادثه ترور برای ایشان پیش آمد.

و یا در موردی دیگر ویکتور یوشنکو که سردمدار انقلاب نارنجی اوکراین بود در ابتدا دارای صورتی سالم و زیبا  بود ولی توسط  دشمنانش مورد سو قصد با مواد سمی قرار گرفت و صورتی زشت و آبله گون پیدا کرد!

ویکتور یوشنکو سیاستمدار اوکراینی و رهبر انقلاب نارنجی اوکراین که با مواد سمی توسط دشمنانش مورد سوقصد قرار گرفت و چهره ای پرجوش و آبله گون پیدا کرد.

 آیا امکان دارد که پادشاه اردن در جریان سوقصدی که به جانش خواهد شد ،  صفت دیگر سفیانی یعنی آبله رو بودن را پیدا کند؟ باید منتظر ماند و دید!البته به استحضار عزیزان رسید که آبله رو بودن و موهای زرد سفیانی از اعتبار سندی برخوردار نیستند با این حال ما به بررسی آنها پرداختیم.

موضوع دیگری که برخی خوانندگان از سفیانی در ذهن دارند ، چهره وحشتناک او و یک چشم بودن اوست ، در حالی که همانگونه که عرض شد هیچ کدام مورد قبول محققین نمی باشد ، در مورد آبله رو بودن توضیح لازم داده شد که این روایت از استحکام کافی برخوردار نبوده و بر فرض صحت هم می توان انتظار داشت که در تا هنگام خروج سفیانی در چهره وی آشکار شود یا در مورد یک چشم بودن که از کلمه " اعور " به غلط برداشت شده است ، منظور یکجانبه دیدن مسائل است و نه آنگونه که برخی می پندارند یک چشم بودن.

اما نکته دیگری که قابل توجه است این مسئله است که چهره انسان ارتباط مستقیمی با ارتکاب جرم دارد بطوریکه افرادی که جرم و جنایت می کنند ، بعد از مدتی کاملاً آثار زشتی آن در چهره خود را نمایان می سازد ، در مورد عبدالله دوم نیز این نکته قابل تامل است که چهره ایشان با وجود اینکه در جوانی عادی است اما به تدریج که بر خباثت او افزوده می شود ، چهره اش نیز وحشتناک تر می شود و یقیناً بعد از خروج و ارتکاب جنایاتی که ذکر آنها تن انسان را می لرزاند ( مانند سر بریدنهای گسترده و پختن اطفال در دیگ!و ....) صورت او کاملاً از حالت عادی خارج و زشتی این جنایات بزرگ چهره او را نیز زشت و کریه خواهد نمود.

با اینکه عبدالله در ابتدا چهره ای عادی دارد به مرور زمان چهره اش وحشتناک تر می گردد. رشد رذالتها در عبدالله به خوبی در چهره او خود را نشان می دهد ، و در صورتی که بعد از قیام و ارتکاب جنایات دهشتناک ذکر شده در روایات ، زشتی چهره مذکور در روایات برای سفیانی به طور کامل در عبدالله آشکار خواهد شد.

 4- محل خروج او وادی یابس خواهد بود.

آنچه که روایات بر آن تاکید دارند و مورد قبول همه است که این که سفیانی از شام خروج خواهد کرد ، شام شامل 5 قسمت سوریه ، اردن ، حمص ، حلب و فلسطین است ، اشتباهی که در طی سالیان گذشته در مورد محل خروج سفیانی روی داده است این است که شام مساوی با سوریه و دمشق انگاشته شده است در حالی که شام شامل 5 قسمت مختلف است و خروج سفیانی از هریک از این 5 منطقه می تواند رخ دهد در حالی که اکثریت قریب به اتفاق روایات محل خروج سفیانی را وادی یابس ( بیابان خشک و سوزان ) می دانند ، روایتی وجود دارد که آمدن او را از سمت دمشق ( نه خود دمشق) می داند.

امیرالمومنین علی (ع) : « او از فرزندان ابوسفیان است ، به سرزمین آرامش و آسایش وارد می شود و بر منبر آن تکیه می زند » بحار ج 52 ص 205

از قدیم الایام دمشق بعنوان سوریه به سرزمین آرامش و آسایش (ارض قرار و معین )معروف بوده است. روشن است که در این حدیث امام علی(ع) می فرماید که به این سرزمین (دمشق) وارد می شود و نه اینکه از آنجا قیام کند و اکثر روایات شریف نیز اشاره دارند که سفیانی به دمشق وارد می شود.

رسول اکرم(ص) :

« در آن هنگام بی درنگ از وادی یابس ( بیابان خشک و سوزان) خروج کرده وارد دمشق می شود» بشاره الاسلام ص 86 و 106 حضرت علی(ع) : « ... و چون چنین شد پس هند جگر خوار از « وادی یابس » (دره خشک ) شورش می کند تا اینکه بر منبر دمشق قرار بگیرد ، وقتی چنین شد ، منتظر قیام مهدی(عج) باشید .. » الغیبه شیخ طوسی ص 277

اما وادی یابس کجاست؟

آیا وادی یابس که محل خروج سفیانی ذکر شده است ، می تواند محل خروج عبدالله دوم ، پادشاه دوم نیز باشد؟!

وادی یابس به به احتمال قریب به یقین در منطقه جنوب غربی سوریه و شمال اردن در منطقه ای بنام حوران قرار دارد ، حوران منطقه ای خشک و سوزان می باشد. که در معنی نیز همین حقیقت را معنی می دهد. جالب است که حوران در زبان عبری نیز معنای "دره خشک" را می دهد.

 

حوران با وجود اینکه در برخی مناطق دارای پوشش گیاهی خوبی دارد با این وجود دره های خشک و سوزانی نیز دارد.

 

دو نکته مهم که بر انطباق حوران بر وادی یابس صحه می گذارد این است که اولا شهر حوران که در شمال اردن واقع است دارای ساکنینی می باشد که اکثریت آن را دروزیها تشکیل می دهند و دروزیها طایفه ای هستند که بنا به سابقه تاریخی می توانند همان طایفه کلب باشند که اینک نیز دشمنی عمیقی با شیعیان داشته و رابطه نزدیکی با اسرائیل و پادشاه اردن دارند.

منبع : ویکیپدیا

اردن اصولاً کشوری خشک و بایر است ، مخصوصا در شمال این کشور در منطقه حوران که مشترک بین سوریه و اردن می باشد نکته مهم و جالب دیگر این است که بر خلاف جنگهای قدیمی که در آن زمان به علت مشخص نبودن دقیق مرزها مکان خروج کاملا مشخص نبود ، الان اگر جنگی بخواهد بین دو کشور صورت گیرد باید از نقطه صفر مرزی آغاز گردد و واقع شدن منطقه حوران در نقطه صفر مرزی اردن و سوریه این احتمال را به شدت تقویت می کنند ، که حوران بعنوان نقطه خروج سفیانی همان وادی یابس مورد اشاره روایات شریف است.

وادی یابس در نقطه صفر مرزی اردن و سوریه حوران در عربی و عبری همانند « وادی یابس»به معنای دره خشک است ساکنان شهر حوران بعنوان یکی از شهرهای منطقه حوران اکثراً دروزی مسلک هستند که بعنوان خانواده بنی کلب مطرح هستند. منطقه حوران در نقطه صفر مرزی بین سوریه و اردن قرار دارد و این به زیبایی مفهوم آغاز حمله و خروج پادشاه اردن بعنوان سفیانی را قابل درک می سازد.

5- دشمنی عمیق سفیانی با شیعیان و اهل بیت(ع)

 

و انطباق کامل آن با پادشاه اردن

 

                      

 

روایات شریف بیان می دارند که اصلی ترین گروهی که توسط  سفیانی قتل عام خواهند شد ، شیعیان هستند ،که این موضوع از کینه و عداوت سفیانی با شیعیان حکایت دارد  و البته دشمن اصلی سفیانی نیز شیعیان ایران و یاران سید خراسانی و یمانی می باشند که از آنها شکست خواهد خورد .

 جنایات بیشمار و وحشتناک لشگریان سفیانی  در میان شهرهای عراق غیرقابل باور است. کشتار وسیع ، سربریدن های گسترده ، شکافتن شکم زنان حامله ، پختن کودکان در دیگهای بزرگ و ... به راستی که وحشتناک است و از عمق کینه سفیانی از شیعیان حکایت دارد.

سه عامل مهم را می توان در کینه عمیق سفیانی نسبت به شیعیان و اهل بیت(ع) دخیل دانست ، اول اینکه همانگونه که روایات شریف اشاره دارند ، نسب سفیانی از امویان است و امویان از قدیم الایام به دشمنی به شیعیان و ذریه رسول الله (ص) معروف می باشند ، دوم اینکه سفیانی دارای خلق و خو و پرورش غربی و یهودی است که در تضاد و دشمنی کامل با فرهنگ شیعی قرار دارد و البته حامیان غربی و یهودی سفیانی او را به انجام این جنایات تشویق و ترغیب می نمایند.

سوم : سفیانی می داند که دشمن و مانع اصلی او در کشورگشائیهایش شیعیان هستند ، لذا تلاش دارد که با ایجاد وحشت در آنها این مانع را از میان بردارد.  امام صادق(ع) در رابطه با این دشمنی عمیق و تاریخی سفیانی با ائمه اطهار(ع) می فرماید :

« ما و اولاد ابوسفیان دو خاندان هستیم که به خاطر خدا با یکدیگر دشمنی داریم. ما گفتیم که خداوند راست می گوید و آنها گفتند که خداوند دروغ گفت. ابوسفیان به جنگ پیامبر برخواست و معاویه فرزند ابوسفیان به جنگ علی بن ابیطالب رفت و یزید پسر معاویه به نبرد با حسین بن علی(ع) پرداخت و سفیانی به مصاف قائم(عج) برمی خیزد » بحار ج 52 ص 190

امام باقر(ع) :

 « گویا من سفیانی (یا رفیق او) را می بینم که در سرزمینهای سرسبز کوفه اقامت گزیده و منادی او ندا دهد ، هرکس سر یک تن از شیعیان را بیاورد ، هزار درهم پاداش اوست ... » بحار ج 52 ص 215

 

کینه عمیق خاندان پادشاهی اردن و عبدالله دوم نسبت به شیعیان!

 

۱-عبدالله دوم ، طراح توطئه  « هلال شیعی »

۲- پناه دادن گروهک تروریستی منافقین

۳- حضور فعال در ترور " عماد مغنیه "

۴-  ترور سید عبدالعزیز حکیم در ضیافت پادشاه اردن

۵- حضور فعال در جنگ عربستان و شیعیان یمن و اعزام 2000 کماندو ورزیده برای سرکوب شیعیان

۶- دشمنی دیرینه با حزب الله لبنان و ایران

۷-  سختگیری و بدرفتاری شدید با شیعیان بومی و آواره در اردن

۸- واکنش گستاخانه به فرمایشات مقام معظم رهبری(مدظله)

۹-  آغاز جنگ ایران و عراق با شلیک گلوله توپ توسط ملک حسین 

۱۰ - روابط گسترده با دشمنان تشیع در خاورمیانه

عبدالله دوم ، طراح توطئه « هلال شیعی »

 

 

پادشاه اردن و اربابان او که در نظر داشتند بعد از فتح عراق حکومتی دست نشانده و مطیع و در صورت امکان لائیک و غیر شیعی در این کشور بر سر کار بیاید ، بعد از حضور گسترده و فعال شیعیان در انتخابات عراق و بر سرکار آمدن دولتی پایبند اسلام و تشیع با طرح نظریه " هلال شیعی " عمق ناراحتی و کینه خود را از شیعیان نشان داد ، وی در این نظریه به اهل سنت هشدار می دهد که شیعیان در منطقه خاورمیانه از ایران و عراق و لبنان و یمن و ... در حال قدرت گیری هستند و به طور غیر مستقیم در نظر دارد که اهل تسنن را برای مقابله با شیعیان تحریک کند که البته دکتر احمدی نژاد نیز در سفر به سوریه در جمع گروههای مقاومت فرمود که هلال شیعی اکنون کامل شده و به قرص تمام تبدیل گردیده است ، جالب است که در اردن عبدالله را با کنایه بنام " ابوهلال " می شناسند.

بعد از اظهارات پادشاه اردن موج بزرگی در کشورهای منطقه و جهان به مستمسک قرار گرفتن این نظریه ایجاد شد.

 

پناه دادن به گروهک تروریستی منافقین :

 

 

 در حالی که گروهک منافقین با سابقه صدها جنایت بزرگ در پرونده خود بعنوان دشمنان خونی شیعیان ایران مطرح هستند ، ملک عبدالله دوم با آغوش باز و با تامین مایحتاج آنها و اختصاص مکان استقرار و تامین تجهیزات آنها دشمنی آشکار خود را با شیعیان مخصوصا شیعیان ایران نشان می دهد.

 

حضور فعال در ترور " عماد مغنیه "

 

 

برخی اطلاعات حاکیست که عماد مغنیه ، فرمانده اسطوره ای حزب الله لبنان و  نفر دوم این حزب  الهی  و دشمن درجه ۱ آمریکا و اسرائیل که ۲۵ سال سرویسهای اطلاعاتی موساد و سیا و ... در مقابله با او به زانو درآمده بودند در نهایت به دست دستگاه اطلاعاتی اردن ترور شد ، و برخی گزارشها نیز از حضور فعال اردن در این ترور خبر می دهند ، که در هر حالت از کینه عمیق و دشمنی خاندان پادشاهی اردن و شخص عبدالله دوم از گروههای شیعی که به محبوب ترین چهره ها در میان ملتهای اسلامی تبدیل شده اند ، حکایت دارد.

 

اعزام نیرو برای سرکوب شیعیان یمن:

 

حضور فعال در جنگ عربستان و شیعیان یمن و اعزام 2000 کماندو ورزیده برای سرکوب شیعیان در حالی که بسیاری از کشورهای همسایه عربستان مانند کویت و بحرین و ... قدمی در این زمینه برنداشتند ، برای کارشناسان و سیاسیون بسیار عجیب بود.

در حالی که کلکسیون دشمنان خونی شیعه در جنگ با شیعیان یمن شکل می گرفت ، و وهابیت خبیث ، صهیونیسم و آمریکا هر یک به نوعی در آن حضور داشتند ، اعزام 2000 کماندو اردنی برای سرکوب شیعیان یمن ، علاوه بر اینکه غرور و تمایل عبدالله برای نشان دادن قدرت خود را می رساند ، از کینه و دشمنی عمیق عبدالله با شیعیان پرده برمی دارد.

البته علاوه بر دشمنی با شیعیان یکی از عللی که می توان برای اعزام کامندوهای اردنی در نظر گرفت این است که عبدالله دوم نمی توانست ببیند که سرزمین آباد و اجدادی او در خطر باشد و برای حمایت از آن نیروهای خود را اعزام کرد ؛ در این صورت تصور کنید بعد از مرگ عبدالله و ایجاد هرج و مرج در عربستان ، عبدالله تا چه اندازه برای دخالت در عربستان و گرفتن سرزمین آبا و اجدادی خود بیتابی خواهد کرد ؛ در حالی که زلزله شام و ضعف حکومت سوریه بهترین زمینه را برای آغاز حرکت وحشتناک او فراهم خواهد نمود.

 

 

 ترور سید عبدالعزیز حکیم در ضیافت پادشاه اردن:

 


منابع عراقی :

حکیم به این پزشک گفته است در ضیافت عبدالله دوم شاه اردن در جریان سفر به امان در اواسط سال 2007 که به دعوت عبدالله دوم انجام شد، با تعارف وی، قهوه نوشید اما پس از گذشت دو ساعت و نیم از نوشیدن قهوه، درد شدید در معده خود احساس کرد.

وی پس از بازگشت به عراق به پزشک متخصص مراجعه کرد اما وی نتوانست این حالت را تشخیص دهد و گفت حالت ناشناخته ای است ؛ این امر تا جایی پیش رفت که سیدعبدالعزیز حکیم بیش از 20 کیلوگرم از وزن خود را از دست داد و موهایش ریخت و چهره اش رو به زردی گرایید و پیوسته حالت تهوع به وی دست می دهد

 

 سختگیری و بدرفتاری شدید با شیعیان بومی و آواره در اردن

 

 

 

شیعیان بومی اردن که البته تعدادشان کم است در بدترین وضعیت قرار دارند و اجازه هیچ گونه فعالیتی را نداشته و به شدت تحت مراقبت می باشند ، اظهارات "ع.ز " یکی از شیعیان اردن بسیار قابل تامل است :  يک روز در ماه مبارک رمضان (درحاليکه روزه بودم) جهت گرفتن اقامت به اداره اتباع خارجه اردن مراجعه کردم و در نهايت ناباوري، دربان اين اداره به دليل شيعه بودنم مانع از ورودم شد و عنوان کرد که ما "کفار! " را به اين اداره راه نمي دهيم.

 جای تاسف دارد که یک میلیون شیعه آواره عراقی بعد از سالها سکونت در اردن حتی از داشتن مسجد مخصوصص شیعیان محرومند ، از خرید و فروش کتابهای شیعی منع می شوند و در شرایط بسیار بدی بسر می برند.

 

واکنش گستاخانه به فرمایشات مقام معظم رهبری(مدظله)

 

بعد از برخی اهانتهای بهار و تابستان گذشته به زاترین ایرانی بیت الله الحرام توسط  دولت عربستان ، مقام معظم رهبری(مدظله) طی بیاناتی این کشور را به بیاناتی به صورت غیر مستقیم تهدید فرمودند که اگر مسئولان عربستانی بخواهند به رویه گذشته خود در اهانت به زائرین ادامه دهند ، ما واکنش نشان خواهیم داد ، دو کشور در مقابل این فرمایشات آقا موضع گرفتند ، یکی برخی مسئولان عربستان و دیگری مسئولان اردن ، موضع گیری مسئولان عربستانی قابل درک بود زیرا خطاب فرمایشات و تهدیدات آقا آنها بودند ولی مسئولان اردنی چرا واکنش نشان دادند ؟! جز اینکه آنها از شیعیان کینه ای عمیق در دل دارند که نتوانستند آن را پنهان کنند؟! تلاش برای بدنام کردن شیعیان چیزی است که مسئولان اردنی در هر فرصتی به دنبال آن هستند.

 

دشمنی دیرینه با حزب الله لبنان :

 

موضع گیریهای آشکار عبدالله دوم و مسئولان اردنی بر ضد حزب الله و تروریست خطاب کردن این حزب محبوب شیعی در پیدا و پنهان ، اعزام گروههای مخالف حزب الله به اسرائیل از طریق اردن و عدم اجازه برای تاسیس دفتر و کوچکترین فعالیت حزب الله در اردن و حضور فعال در ترور فرمانده بزرگ و اسطوره ای حزب الله ، عماد مغنیه ، همه و همه از مخالفت و دشمنی عبدالله دوم با تشیع و خصوصاً شیعیان لبنان دارد.

 

آغاز جنگ ایران و عراق با شلیک گلوله توپ توسط ملک حسین 

 

 

و موضوع عجیب دیگر این است که  پدر عبدالله دوم یعنی ملک حسین با شلیک گلوله توپی در حضور صدام افلقی در ابتدای جنگ عملاً آغازگر جنگی بزرگ بر علیه شیعیان بود تا بار دیگر فرمایش امام صادق(ع) محقق شود در جنگ دائمی امویان و شیعیان.

حضور گسترده نیروهای اردنی در جنگ علیه ایران چیزی بود که به عینه مشاهده می شد و تعداد زیاد اسرای اردنی نشان از حضور گسترده اردن در جنگ بر علیه ایران شیعی داشت و علاوه بر آن انواع حمایتهای خاندان هاشمی از صدام در طول جنگ کاملا مشهود بود.

و این مطلب نشان دهنده عمق کینه و دشمنی خاندان پادشاهی اردن با شیعیان است.

 

روابط گسترده با دشمنان تشیع در خاورمیانه :

 

ملک عبدالله و خاندان پادشاهی اردن روابط گسترده  ، مستحکم و عجیبی با دشمنان تشیع در خاورمیانه دارد . بعثی ها ، دروزی ها ، صهیونیستها  که از دشمنان قدیمی و ریشه ای شیعیان در منطقه می باشند ، هر یک به نوعی با روابط پیدا و پنهان با خاندان پادشاهی اردن بر ضد شیعیان منطقه توطئه می کنند ، ساختن ضریح برای صدام در اردن! ، پناه دادن و همکاری با بعثی ها و آموزش آنها برای عملیات تروریستی در عراق و جلوگیری از قدرت گرفتن حکومت شیعی در عراق ، حمایت گسترده از دروزیهای خاورمیانه در مقابل حزب الله و شیعیان و در آخر انعقاد قراردادهای مختلف همکاری با اسرائیل غاصب  که دشمن اصلی تشیع در خاورمیانه می باشد ، همه و همه نشان می دهد که اردن اینک نقش هماهنگی و سازماندهی گروههای ضد شیعی را بر عهده گرفته است ، و تمام این مسائل از کینه عمیق این خاندان نسبت به شیعیان حکایت دارد ، چیزی که همانگونه که ثابت کردیم در خاندان بنی امیه ، بعنوان اصلی ثابت جریان داشته است.

این کینه و نفرت و دشمنی آشکار عبدالله دوم نسبت به شیعیان بیانگر آن است که این فرد استعداد آن را دارد تا در صورت مساعد بودن اوضاع با آتش کینه ای که در سینه دارد ، شیعیان منطقه را به آتش بکشد.

 

موارد دیگری از دشمنی خاندان هاشمی اردن و عبدالله دوم با شیعیان وجود دارد که مجال پرداختن به آنها در این مقاله نیست. جمع شدن این همه بغض و کینه نسبت به شیعیان در یک خاندان واقعاً بی نظیر و شگفت آور است!

بروز این دشمنی عجیب ، نشان از کینه و دشمنی عمیق عبدالله دوم با شیعیان دارد دقیقاً همان صفت برجسته ای که سفیانی از آن برخوردار است و بر پایه آن جنایات هولناکی بر علیه شیعیان عراق انجام خواهد داد.

آیا می توان قبول کرد که عبدالله دوم مرتکب جنابات فجیعی چون سربریدن گسترده و شکم دریدن و ... گردند؟! مروری بر جنایات سپاهیان صدام در جنگ تحمیلی و جنگهای دیگر مانند بوسنی و هرزگوین نشان می دهد که انسانهای شیطان صفت در زمان جنگ از حالت عادی خارج شده و ماهیت شیطانی خود را نشان می دهند ، در حالی که افراد معتقد به حق حتی در هنگام جنگ از افراط خودداری می کنند ، اما لشگر کفر بنا به دلایل متعدد از هیچ گونه جنایتی رویگردان نیستند ، مثلاً در نظر دارند تا با انجام قتل عام گسترده و کشتارهای فجیع موج رعب و وحشت ایجاد کنند و از این طریق بر روحیه دشمنان خود اثر بگذارند ، علاوه بر اینکه جنون همراه با ترس نیز در انجام این جنایات دخیل است و اگر اینها همراه با کینه ای قدیمی از شیعیان باشد ، آن وقت پذیرش امکان وقوع آنها آسان است.

 

مرور این دشمنی عجیب عبدالله دوم و خاندانش با شیعیان نشان می دهد که پادشاه اردن زمینه این را دارد که در صورت به وجود آمدن فرصت و مساعد بودن زمینه ، و آغاز جنگ ، جنایات بزرگ سفیانی بر علیه شیعیان که یکی از صفات برجسته او و لشگریانش است را به طور کامل به نمایش بگذارد!

 التماس دعا 

تاریخ : ۶/۱/۸۹  علی اصغر

 

+ نوشته شده در  هفتم فروردین 1389ساعت 11:7  توسط حمید رابعی  |